|
|
|
|
|
به نام يگانه مهندس گيتي شبي مردي خواب ديد كه تنها با خداوند در كنار ساحل دريا روي ماسهها ايستاده است و روي ماسهها آثار پا نمايان است . با تعجب از خداوند ميپرسد كه اين جاي پاها متعلق به كيست ؟ كسي كه در اينجا ديده نميشود ...!! خداوند در پاسخ ميگويد به آسمان نگاه كن ، تا راز جاي پاها بر تو آشكار شود. مرد به آسمان نگاه ميكند و تصاويري از زندگي گذشته خود را ميبيندو استنباط ميكند كه هر تصوير متعلق به يك جاي پا است .در تصويرهاي خوش زندگي دو جاي پا و در تصويرهاي دوران سخت و دشواري فقط يك جاي پا ملاحظه ميكند. مرد ميپرسد اين جاي پاها متعلق به كيست ؟ و خداوند ميفرمايد ، من و تو . مرد با دلگيري از خداوند سوال ميكند خداوندا پس چرا در دوران سختي و دشواري مرا فراموش كردي و تنها گذاشتي ؟ خداوند در پاسخ ميفرمايد كه فرزند بسيار عزيزم تو اشتباه ميكني . آن جاي پا متعلق به من است ، در دوران سختي و غم من تنها تو را بر دوشم حمل ميكردم و تو سنگيني خود را بر دوشم داشتي !!! اي خداوند بخشنده و مهربان ، اي رحمان و رحيم ، مرا به من وامگذار و به حق عظمت وجوديت همواره حامي و پشتيبانم باش . به نام نامي آفريدگار قدرتمندي كه جهان و جهانيان؛ در سيطره قدرتش متحيرانه به خاك نياز و تضرع صورت ميسايند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۲۴ساعت 10:32 توسط محمد هادي آژگان
|
|
||