Open tab links in browser window instead.
گلهای بنفشه
زندگی زیباست اگر زیبا بیندیشیم

 

دوسه تا گل بنفشه تو دستم بود. داشتم باهاش ور میرفتم و منتظرش بودم، بالاخره انتظار سر رسید. یه پزو 206 آلبالویی رنگ جلوی پام زد رو ترمز:

« نمی آیی بالا عزیزم ». « سلام خوشگله چطوری » و پریدم بالا. گلها رو گرفتم جلوش و بهش گفتم: « مثل خودت ملوس و نازند » گفت: « کجا بریم » گفتم: قربون من و اونم گازو گرفت و گفت: می ریم یه کافی شاپ توپ یه چیزی باهم بزنیم؛ بعد هم ضبطشو روشن کرد..... ( داپس داپس بَرَ داپس، دوپ دوپ.... دیگه چشمام نداره اشکی واست بباره خوب من ..... ) گفتم: تعریف کن. گفت: ای، چند ساعت پیش با شراره تو آرایشگاه بودم. فردا قراره دوتایی با پرهام بریم خرید، تو هم حتماً می آیی دیگه؟ گفتم: نوکرت هم هستم. موبایلم زنگ خورد. نگاه کردم دیدم شمارۀ شقایقه. گوشی رو ور داشتم واسه اینکه سوتی نشه بعد از سلام علیک بهش گفتم که بعداً بهش زنگ می زنم. خلاصه تو کف و عشق و حال بودیم که از شانس گندمون خوردیم به تور ماشین گشت: 206 آلبالویی بزن بغل. من دست و پامو گم کرده بودم ولی اون با خونسردی پارک کرد و شیشه رو داد پائین.

مأمور گفت: چه خبره؟ صدای ضبطتون خیلی بلنده! و سرشو جلو آورد و گفت: آقا با شما نسبتی داره؟ اونم خیلی با خونسردی جواب داد: نامزدمه آقا مشکلی هست؟ اینم کارت شناسایی. و چند اسکناس هزاری! گذاشت زیر کارت و گفت: بفرمائید. مأمور هم با نگاهی گرم گفت می تونید بریدخانوم. راه افتاد. برگشتم بهش گفتم دمت گرم. جواب داد: ما اینیم دیگه. گفتم: راستش یه سوالی لزت داشتم. گفت: خیالی نیست بپرس. " اگه یه روز بیام خواستگاری بهم چی می گی؟ " ، " آ... آ... آ... ، بازم زدی اون کانال، خودت می دونی خیلی دوستت دارم ولی ....!!!؟! "

یه دفعه یه صدایی بهم تشر زدکه: " هی پسر نیشستی عزای اون بنفشه ها رو گرفتی که چی ؟ پاشو جمشون کن ببرشون ته گلخونه دیگه..... "

 

عطر برگهای بنفشه بدجوری بعضی ها رو تو رویا می بره !!

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۶/۰۱/۲۵ساعت 18:31  توسط محمد هادي آژگان  |